بهانه ای برای شاد بودن...تولدت مبارک برادرم...

۱۹ ارديبهشت
باز بهانه شیرین تولد... و این بار نیز از عزیزان خبرنگار...
نوزدهمین روز بهشتی از ماه بهشتی اردیبهشت روز تولده یه داداش مهربونه به نام
محمد رضا طلاجوران

برادر مهربانم..
برای تو بهترینها را از خدا می خواهم...
از او می خواهم که همیشه در باغ سبز دلت ساقه ها ایمان و مهربانی بپروراند...
از او می خواهم که هدیه تولدتت را دلی خالی از غم های روزگار قرار دهد...
از او می خواهم دیدگانت را به زیباترین دوست داشتنی ها مهمان کند...
از او می خواهم که زندگیت را پر از شهد شیرین شادی کند...
از او می خواهم که همیشه دنیا را بر وفق مراد تو بچرخاند...
از او می خواهم لحظه لحظه زندگانیت پر از یاد او باشد...
باز هم تولدت مبارک..به شما و خونواده گلت مخصوصا زهرا خانوم گل دختر نازنینت...
همیشه سبز و شاد باشی

این روزها که خانه ام فضای غم آلود گرفته بود شاید بهانه ای لازم بود تا حال و هوای اینجا عوض بشه....اما من باز به درد عادت می کنم...چاره ای نیست جز این.ممنونم از شما که سعی کردید به من اعتماد نفس بدید.مخصوصا داداش فرزانه فاطمه و علی آقاکه پست این مطلبش خیلی کمکم کرد.از طرفی از فاطمه و فرزانه خواهرای نازنین و مهربونم که این چند روز خیلی ناراحتشون کردم معذرت می خوام.منو ببخشید.
+نوشته شده در
87/02/19ساعت6:45توسط آبجی سمیه(ساقی) |